زهرا اسلامى فرد
140
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
كاروانهاى تجارى گرفته مىشد . اما طبيعى بود كه با اين درآمد ناچيز ، هزينههاى سنگين سرزمينهاى اسلامى تأمين نمىشد . از اينرو ، خلفاى مسلمان به روشهاى ديگرى براى توليد ثروت روى آوردند كه مهمترين آنها تعيين خراج بود . البته بر سر چگونگى گرفتن خراجاز زمينهاى ايران و ديگر زمينهاى فتحشده نيز مسئله مهمى وجود داشت و آن روشنشدن ماهيت شرعى چگونگى اخذ ماليات از اين زمينها بود . برپايه نظر برخى از فقهاى صدراسلام ، زمينهايى كه در جريان فتوحات بهدست مسلمانان افتاده بود ، غنيمت بهشمار مىرفت و به همينرو مىبايست بين سپاهيان مسلمان تقسيم مىشد . اما اين موضوع مشكلاتى را در پى داشت : يكى اينكه اگر اين زمينها بين سپاهيان اسلام به قطعات خيلى كوچك تقسيم مىگشت ، اين خود موجب كاهش ميزان محصول اين زمينها مىشد . ديگر آنكه سپاهيان مسلمانِ حاضر در كشورهاى فتح شده ، فاقد تجربه لازم براى كشاورزى بودند و اگر هم مىتوانستند كشاورزى كنند ، بىشك از امور لشكرى و همراهى با سپاه اسلام بازمىماندند . بر اين اساس ، در مركز خلافت جلسات متعددى برگزار گرديد و درنهايت تصميم گرفته شد كه زمينهاى ممالك فتحشده به مالكان اصلى آنها - كه تا آن زمان بر روى آن كار مىكردند - واگذار شود و آنان در مقابل ، سالانه مبلغى بهعنوان خراج به دولت اسلامى بپردازند . بدين ترتيب ، براى هر جريب زمين ، خراج معينى تعيين شد و البته ميزان خراج به مرغوب بودن يا نبودن ، حاصلخيزبودن يا نبودن و نوع محصول آن زمين بستگى داشت . « 1 » ج ) دستگاه نظارت ( حِسبه ) حسبه ، دستگاهى نظارتى بود كه بر اعمال افراد در جامعه بهويژه اصناف و بازار نظارت مىكرد . اجراى امور حسبى ، نوعى وظيفه دينى بود كه مردم را از انجام پارهاى كارهاى ناپسند بازمىداشت و متخلفان را نيز در حدود مقررات شرع كيفر مىنمود . به كسى كه تصدى اين امور را برعهده داشت ، محتسب مىگفتند . يكى از كارهايى كه محتسب انجام مىداد ، مؤاخذه آموزگارانى بود كه كودكان را بىجهت و بهشدت تنبيه
--> ( 1 ) . علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 99 و 100 .